چیزی رو که نمی تونی به دست بیاری فراموش کن و چیزی رو که نمی تونی فراموش کنی به دست بیار
به من چیزی بگو امشب
به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه
هنوزم بین مــــــــا شاید یه حـــــــس تازه پیدا شه
یه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه ی بن بست
یه کــــــــاری کن برای ما اگه راهــــــی هنوزم هست
به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم
من از احســاس شک کردن به احساس تو بیــــزارم
تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری
تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری
گریزی جز شکستن نیست منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق نه می تونی نه می تونم
به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم
من از احســـاس شک کردن به احساس تو بیـــزارم
تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری
تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری
خواننده ( بهروز صفاریان پور)
زهره بنائیان حقیقی